احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
73
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
فتواى آيت اللّه كاشانى بسم الله الرحمن الرحيم چنين كسى كه بيكى از طرق مرقومه بكفار حربى مثل روس و انگليس و ايتالى و فرانسه اعانت نمايد از جمله محاربين با خدا و پيغمبر صلى إله عليه و آله محسوب و ساعى در محو دين خدا و خاموش كردن نور حق خواهد بود و گناه بسيار بزرگى است . قال إله تعالى ان الذين يعادون إله و رسوله اولئك فى الاذلين . بلكه دور نيست تقويت و مساعدت دول كافره محاربه بقلم و زبان اشد باشد از اعانت آنان بسيف و سنان و واجب است بر هر مسلمانى كه اينطور اشخاص را در اين اعمال شنيعه ردع و منع نمايند و اگر مرتدع نشود واجب است از ايشان تنفر و تبرى كنند هرچند پدر يا پسر يا برادر يا خويشاوندان او باشند چنان كه خداوند حميد در قرآن مجيد ميفرمايد : « لا تَجِدُ قَوْماً يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ يُوادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كانُوا آباءَهُمْ أَوْ أَبْناءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ » اعاذنا الله و جميع المسلمين من امثال هولاء الفجرة المفسدين . الجانى السيد مصطفى النجفى الكاشانى عفا إله عنه فتواى حجة الاسلام القمشهى بسم الله الرحمن الرحيم شبهه نيست در حرمت اعانت كفار كه محارب با مسلمين هستند بلكه از اعظم كبائر است . بر علماء و ارباب منابر و ساير متدينين لازم است موعظهء اين گونه اشخاص و ردع آنها . و اگر العياذ بالله مرتدع نشدند آنوقت آنچه تكليف احقر است درباره آنها بيان مىشود . حرره الاقل محمد حسين القمشهى [ شخصيت واسموس ] اكنون به قسمت مهم اين فصل حاكى از شخصيت مقتدر « واسموس » ميگرائيم كه بيش از هر واقعهء شايان تحسين و اعجاب است و نويسنده انگليسى « كريستو فرسايكس » بمفاد الفضل ما شهدت به الاعداء در كتاب « واسموس يالورنس آلمانى » با تكريم و تمجيد فراوان از او ياد كرده و از صميم قلب شهامت و صداقت و عشق بىشائبه او را نسبت بايرانيان ستوده و در عظمت مقام او ميگويد : « واسموس يك تنه و بدون سلاح امپراطورى انگليس را به مبارزه طلبيد موفقيت عثمانيها در 1916 قسمت اعظم آن مديون ابتكارات واسموس بود . » در اواخر ژانويه 1915 واسموس از قصبه شيخ سعد كه در كنار دجله و در قسمت جنوب كوت الاماره واقعست حركت كرد . در كاروانيكه با واسموس به راه افتاد يكنفر آلمانى بنام دكتر لندرس Dr , Lenders ( طبيب مقيم بغداد ) و يكنفر آلمانى ديگر نيز كه خيلى خوب فارسى حرف ميزد بنام بونشترف Bohnstroff ( مدير تجارتخانه ونكهوس Wonckhaus در بغداد همراه بودند . واسموس بعنوان قونسول آلمان بشيراز ميرفت و براى اين كار مدارك و اسناد لازم را نيز تهيه كرده بود . از ايرانيهائيكه همراه او از شيخ سعد حركت كردند يكى نصير الملك بود با برادرزادهاش حسنخان . ايرانى ديگرى نيز با آنها بود بنام ميرزا محمود خان فاتحزاده اهل اصفهان . مقدار زيادى مسكوك طلا و چند صندوق بيانيه و اعلاميه ضد انگليسى كه با لهجههاى جنوبى ايران نوشته شده بود با خود داشت .